تفسیر آیهٔ ۱۵۲ سورهٔ بقره

تفسیر المیزان · علامه طباطبایی

↑
در این بخش۵ عنوان

بحث روایتی#

بحث روایتى (درباره ، فضیلت ذکر و مراد از آن )

در فضیلت ذکر از طرق عامه و خاصه ، روایات بسیارى وارد شده و بطرقى مختلف نقل شده ، که فرمودند: (ذکر خدا در هر حال خوب است ). و در کت اب عدة الداعى میگوید: روایت شده که روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر یاران خود در آمد و فرمود: در باغهاى بهشت بگردش بپردازید، پرسیدند: یا رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم باغهاى بهشت چیست ؟ فرمود: مجالس ‍ ذکر، هم صبح و هم شام باین مجالس بروید و بذکر بپردازید و هر کس دوست داشته باشد بفهمد چه منزلتى نزد خدا دارد، باید نظر کند ببیند خدا چه منزلتى نزد او دارد، چون خداى تعالى بنده خود را به آن مقدار احترام مى کند که بنده اش او را احترام کند.

و بدانید که بهترین اعمال شما و پاکیزه ترین آن نزد مالک و صاحبتان و نیز مؤ ثرترین اعمالتان ، در رفع درجاتتان ، و بالاخره بهترین چیزى که آفتاب بر آن مى تابد، ذکر خداى تعالى است ، چه خود او از خودش خبر داده و فرموده : (من همنشین کسى هستم که ذکرم کند و بیادم باشد، و نیز فرموده : ( فاذکرونى اذکرکم ) ، مرا یاد آورید تا شما را با نعمتم یاد آورم ، مرا بیاد آورید با اطاعت و عبادت تا شما را یاد آورم ، با نعمت ها و احسان و راحت و رضوان .

و در محاسن و دعوات راوندى ، از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده اند که فرمود: خدایتعالى مى فرماید: کسیکه مشغول بذکر من باشد و ذکرم او را از درخواست حاجتش باز بدارد، من باو بهتر از آنچه بخواهد میدهم .

و در معانى الاخبار از حسین بزاز روایت کرده که گفت : امام صادق (علیه السلام ) به من فرمود: آیا میخواهى تو را از مهمترین وظیفه اى که خدا بر خلق خود واجب کرده خبر دهم ؟ عرضه داشتم : بله ، فرمود: اول انصاف دادن به مردم ، باینکه با مردم آنطور رفتار کنى که دوست میدارى با تو رفتار کنند و دوم مواسات با برادران دینى و یاد خدا در هر موقف ، البته منظورم از ذکر خدا، ( سبحان اللّه و الحمدلله و لا اله الا اللّه و اللّه اکبر ) نیست ، هر چند که این نیز از مصادیق آنست ، ولى منظورم این است که در هر جا که پاى اطاعت خدا به میان مى آید، بیاد خدا باشى و اطاعتش کنى ، و هر جا معصیت خدا پیش آید، بیاد او باشى و آنرا ترک کنى .

مولف: این معنا به طرق بسیار از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و از ائمه اهل بیتش (علیهم السلام ) روایت شده ، و در بعضى از آنها آمده : که این دستور همان قول خداست که مى فرماید: ( ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا، فاذاهم مبصرون ) (کسانیکه وقتى در محاصره وساوس شیطان قرار مى گیرند بیاد خدا مى افتند و در نتیجه بینا میشوند) الخ .

و در کتاب عدة الداعى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت آورده که فرمود: خداى سبحان فرموده : اگر بفهمم که اشتغال به من بیشتر اوقات بنده ام را گرفته ، شهوتش را هم بسوى دعا و مناجاتم برمى گردانم و چون بنده ام چنین شود، آنگاه که بخواهد سهو کند خودم میان او و اینکه سهو کند حائل مى شوم ، چنین افرادى اولیاء حقیقى من هستند، آنها براستى قهرمانانند، آنها کسانى هستند که اگر بخواهم اهل زمین را به عقوبتى هلاک کنم ، بخاطر همین قهرمانان صرفنظر مى کنم .

و در محاسن از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: خدایتعالى فرمود: اى فرزند آدم ! مرا در دلت یاد کن ، تا تو را یاد کنم ، اى فرزند آدم ! مرا در خلوت یاد کن ، تا در خلوت یادت کنم ، و در میان جمع یادم کن ، تا در میان جمعیت یادت کنم و نیز فرمود: هیچ بنده اى خدا را در میانه جمعى از مردم یاد نمى کند، مگر آنکه خدا او را در میان جمعى از ملائکه یاد مى کند.

مولف: این معنا بطرق بسیار از دو فریق شیعه و سنى روایت شده است .

و در تفسیر الدر المنثور است که طبرانى و ابن مردویه و بیهقى در شعب الایمان از ابن مسعود روایت کرده اند که گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسى را که چهار چیز داده باشند چهار چیز دیگر هم داده اند و تفسیر این در کت اب خداست ، 1 - کسیکه توفیق یاد خدایش داده اند، خدا هم بیاد او خواهد بود چون خدایتعالى مى فرماید: ( فاذکرونى اذکرکم ) ، (بیادم باشید تا بیادتان باشم ). 2 - و کسیکه توفیق دعایش داده اند، اجابت دعا هم داده اند، چون خدایتعالى مى فرماید: ( ادعونى استجب لکم ) ، (بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را). 3 - و کسیکه مقام شکرش داده اند، زیادى نعمت هم داده اند چون خدایتعالى مى فرماید: ( لئن شکرتم لازیدنکم ) ، (اگر شکرم بگزارید، حتما نعمت شما را زیاد کنم ). 4 - و کسیکه توفیق استغفارش داده اند، آمرزشش هم داده اند، چون خداى سبحان فرموده : ( استغفروا ربکم ، انه کان غفارا ) ، (از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزگار است ).

و نیز در تفسیر الدر المنثور است که سعید بن منصور و ابن منذر و بیهقى (در شعب الایمان ) از خالد بن ابى عمران ، روایت کنند که گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسیکه خدا را اطاعت کند، خدا را ذکر کرده ، هر چند که نماز و روزه و تلاوت قرآنش کم باشد، و کسیکه خدا را عصیان کند، خدا را از یاد برده ، هر چند نمازش و روزه و تلاوتش بسیار باشد.

مولف: در این حدیث به این معنا اشاره شده که معصیت از هیچ بنده اى سر نمى زند مگر با غفلت و فراموشى ، چون انسان اگر بداند حقیقت معصیت چیست ؟ و چه آثارى دارد؟ هرگز اقدام بر معصیت نمى کند، حتى کسیکه معصیت مى کند، و چون بیاد خدایش ‍ مى اندازند، باز هم باک ندارد و اعتنائى بمقام پروردگارش نمى کند، او طاغى و جاهل به مقام پروردگارش و علو کبریائیش است ، او نمیداند که خدا چگونه به وى احاطه دارد، و بهمین معنا روایتى دیگر اشاره مى کند، که تفسیر الدر المنثور آنرا از ابى هنددارى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل کرده است . میگوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: خدایتعالى فرموده : مرا با اطاعتم یاد کنید تا با مغفرتم یادتان کنم و کسیکه بیاد من باشد، در حالیکه مطیع هم باشد بر من واجب میشود که با مغفرتم یادش کنم و کسیکه مرا یاد کند در حالیکه نافرمان باشد، بر من واجب میشود یادش کنم ، در حالیکه بر او خشمناک باشم ، (تا آخر حدیث ).

نکته اى که در این حدیث آمده ، درباره یاد خدا در حال معصیت ، همان نکته ایست که آیه شریفه و روایاتى دیگر آنرا نسیان نامیده اند، چون بودن یاد خدا بدون اثر، همان نسیان است ، البته سخن در این مقام بقایائى دارد، که پاره اى از آن انشاءاللّه تعالى بزودى مى آید