تفسیر آیات ۱۰۶ تا ۱۰۷ سورهٔ بقره

این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۱۰۶ تا ۱۰۷ است.

بحث روایتی#

بحث روایتى (شامل روایاتى درباره وقوع نسخ در مواردى از کلام اللّه )

روایات بسیارى از طرق شیعه و سنى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و صحابه آن جناب و ائمه اهل بیت (علیهم السلام ) در این باره رسیده که در قرآن ناسخ و منسوخ هست .

و در تفسیر نعمانى از امیرالمؤمنین (علیه السلام ) روایت آمده که آنجناب بعد از معرفى عده اى از آیات منسوخ و آیاتى که آنها را نسخ کرده ، فرموده : و آیه : ( و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ) ، (من جن و انس را نیافریدم مگر براى اینکه عب ادتم کنند.) با آیه : ( و لایزالون مختلفین ، الا من رحم ربک ، و لذلک خلقهم ) ، (و پیوسته در اختلافند مگر آنهائى که پروردگارت رحمشان کرده باشد و بهمین منظور هم خلقشان کرده ) نسخ شده ، چون در اولى غرض از خلقت را عبادت معرفى مى کرد و در این آیه میفرماید براى اینکه رحمشان کند خلقشان کرده .

مولف: این روایت دلالت دارد بر اینکه امام (علیه السلام ) نسخ در آیه را اعم از نسخ قرآنى یعنى نسخ حکم شرعى دانسته و بنا بفرمایش امام آیه دومى حقیقتى را اثبات مى کند که باعث مى شود حقیقت مورد اثبات آیه اولى تحدید شود و بعبارتى روشن تر اینکه آیه اولى غرض از خلقت را پرستش خدا معرفى مى کرد،

در حالى که مى بینیم که بسیارى از مردم از عبادت او سر باز مى زنند و از سوى دیگر خداى تعالى هیچگاه در غرضهایش مغلوب نمى شود، پس چرا در این آیه غرض از خلقت همگى را عبادت دانسته است ؟.

آیه دوم توضیح مى دهد: که خداوند بندگان را بر اساس امکان اختلاف آفریده و در نتیجه لایزال در مسئله هدایت یافتن و گمراه شدن مختلف خواهند بود و این اختلاف دامن گیر همه آنان مى شود، مگر آن عده اى که عنایت خاصه خدائى دستگیرشان شود و رحمت هدایتش شامل حالشان گردد و براى همین رحمت هدایت خلقشان کرده بود.

پس آیه دوم براى خلقت غایت و غرضى اثبات مى کند و آن عبارتست از رحمت مقارن با عبادت و اهتداء و معلوم است که این غرض ‍ تنها در بعضى از بندگان حاصل است ، نه در همه ، با اینکه آیه اول عبادت را غایت و غرض از خلقت همه مى دانست در نتیجه جمع بین دو آیه باین مى شود که غایت خلقت همه مردم بدین جهت عبادت است که خلقت بعضى از بندگان بخاطر خلقت بعضى دیگر است ، باز آن بعض هم خلقتش براى بعض دیگر است تا آنکه باهل عبادت منتهى شود، یعنى آنهائى که براى عبادت خلق شده اند پس این صحیح است که بگوئیم عبادت غرض از خلقت همه است ، همچنانکه یک مؤ سسه کشت و صنعت ، باین غرض تاءسیس ‍ مى شود که از میوه و فائده آن استفاده شود و در این مؤ سسه کشت ، گیاه هم هست اما براى اینکه آذوقه مرغ و گوسفند شود و کود مرغ و گوسفند عاید درخت گردد و رشد درخت هم وسیله بار آوردن میوه بیشتر و بهترى شود.

پس همانطور که صحیح است بگوئیم کشت علوفه براى سیب و گلابى است و نگهدارى دام هم براى سیب و گلابى است ، در خلقت عالم نیز صحیح است بگوئیم خلقت همه آن براى عبادت است .

و بهمین اعتبار است که امام (علیه السلام ) فرموده : آیه دوم ناسخ آیه اول است و نیز در همان تفسیر از آنجناب روایت شده که فرمود: آیه : ( وان منکم الا واردها کان على ربک حتما مقضیا ) ، بوسیله ( ان الذین سبقت لهم منا الحسنى اولئک عنها مبعدون ، لا یسمعون حسیسها و هم فیما اشتهت انفسهم خالدون ، لا یحزنهم الفزع الاکبر ) نسخ شده ، چون در آیه اول مى فرماید: احدى از شما نیست مگر آنکه بدوزخ وارد مى شود، و در آیه دوم مى فرماید: (کسانى که از ما بر ایشان احسان تقدیر شده ، آنان از دوزخ بدورند و حتى صداى آنرا هم نمیشنوند و ایشان در آنچه دوست بدارند جاودانه اند و فزع اکبر هم اندوهناکشان نمى کند).

مولف: ممکن است کسى خیال کند که این دو آیه از باب عام و خاص است ، آیه اولى بطور عموم همه را محکوم مى داند باین که داخل دوزخ شوند و آیه دوم این عموم را تخصیص مى زند و حکم آن را مخصوص کسانى میکند که قلم تقدیر برایشان احسان ننوشته است .

لکن این توهم صحیح نیست براى اینکه آیه اولى حکم خود را قضاء حتمى خدا مى داند، و قضاء حتمى قابل رفع نیست و نمى شود ابطالش کرد، حال چطور با دلیل مخصص نمى شود ابطالش کرد ولى با دلیل ناسخ مى شود، انشاءاللّه در تفسیر آیه : ( ان الذین سبقت لهم منا الحسنى اولئک عنها مبعدون ) توضیحش خواهد آمد.

و در تفسیر عیاشى از امام باقر (علیه السلام ) روایت آورده که فرمود: یک قسم از نسخ بداء است که آیه : ( یمحو اللّه مایشاء و یثبت و عنده ام الکتاب ) مشتمل بر آنست و نیز داستان نجات قوم یونس از اینقرار است .

مولف: وجه آن واضح است ، (چون در سابق هم گفتیم که نسخ هم در تشریعیات و احکام هست و هم در تکوینیات و نسخ در تکوینیات همان بداء است که امام فرمود: نجات قوم یونس یکى از مصادیق آنست ).

و در بعضى اخبار از ائمه اهل بیت (علیهم السلام ) رسیده : که مرگ امام قبلى و قیام امام بعدى در جاى او را نسخ خوانده اند.

مولف: بیان اینگونه اخبار گذشت و اخبار در این باره یکى دو تا نیست ، بلکه از کثرت بحد استفاضه رسیده است .

و در تفسیر الدر المنثور است که : عبد بن حمید و ابو داود در کتاب ناسخ و ابن جریر از قتاده روایت کرده که گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آیه و یا سوره و یا هر چه را از سوره که خدا مى خواست قرائت مى کرد، بعدا برداشته مى شد، و خدا از یاد پیغمبرش مى برد و خداى تعالى در این باره به پیامبرش فرمود: ( ماننسخ من آیة او ننسهانات بخیر منها ) الخ . قتاده سپس در معناى آیه گفته است : خدا میفرماید در این نسخ و انساء، تخفیف ، رخصت ، امر و نهى است .

مولف : در تفسیر الدر المنثور در معناى انساء روایات زیاد دیگرى نیز آورده که از نظر ما همه اش دور ریختنى است براى خاطر اینکه مخالف با کتاب خداست ، که بیانش در ذیل کلمه ( ننسها ) الخ گذشت .