تفسیر آیات ۹۴ تا ۹۹ سورهٔ بقره

این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۹۴ تا ۹۹ است.

بحث روایتی#

بحث روایتى (شامل روایتى درباره دشمنى یهود باجبرئیل)

در مجمع البیان ذیل آیه ، ( قل من کان عدوا لجبریل ) روایت آورده ، که ابن عباس گفت : سبب نزول این دو آیه این مطلب بود، که روایت کنند چون رسولخدا صلى الله علیه و آله و سلم وارد مدینه شد، این صوریا و جماعتى از یهود اهل فدک نزد آن جناب آمده پرسیدند: اى محمد خواب تو چگونه است ؟ چون ما درباره خواب پیامبرى که در آخر زمان مى آید چیزى شنیده ایم .

فرمود، دیدگانم بخواب مى رود، ولى قلبم بیدار است ، گفتند، درست گفتى اى محمد، حال بگو ببینیم فرزند از پدر است یا از مادر؟ فرمود: اما استخوانها و اعصاب و رگهایش از مرد است ،

و اما گوشت و خون و ناخن و مویش از زن است گفتند: این را نیز درست گفتى اى محمد، حال بگو بدانیم : چه میشود که فرزند شبیه بعموهایش میشود ولى بدائى هایش شباهت پیدا نمى کند؟ و یا فرزندى بدائى هایش شباهت بهم میرساند، و هیچ شباهتى بعموهایش ‍ ندارد؟ فرمود: از نطفه زن و مرد هر یک بر دیگرى غلبه کند، فرزند بخویشان آن طرف شباهت پیدا مى کند، گفتند: اى محمد اینرا نیز درست گفتى ، حال از پروردگارت بگو که چیست ؟ اینجا خداى سبحان سوره ، ( قل هو اللّه احد ) را تا بآخر نازل کرد، ابن صوریا گفت : یک سوال دیگر مانده ، اگر جوابم بگوئى بتو ایمان مى آورم ، و پیرویت مى کنم ، بگو ببینم : از میان فرشتگان خدا کدامیک بتو نازل میشود. و وحى خدا را بر تو نازل مى کند؟ راوى میگوید: رسولخدا فرمود: جبرئیل ، ابن صوریا گفت : این دشمن ماست چون جبرئیل همواره براى جنگ و شدت و خونریزى نازل مى شود، میکائیل خوبست ، که همواره براى رفع گرفتاریها و آوردن خوشیها نازل میشود، اگر فرشته تو میکائیل بود، ما بتو ایمان مى آوردیم .

کیفیت خواب رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم#

مولف: اینکه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: چشمم میخوابد و قلبم بیدار است تنها در این حدیث نیامده ، بلکه احادیثى بسیار چه از عامه و چه از خاصه در این باب رسیده ، و معنایش این است که آنجناب با خوابیدن از خود بیخود نمیشده ، و در خواب میدانسته که خواب است ، و آنچه مى بیند در خواب ، مى بى ند، نه در بیدارى .

و این حالت گاهى در بعضى از افراد صالح پیدا میشود، و منشاء آن طهارت نفس و اشتغال بیاد پروردگار، و مقام او است ، علتش هم این است که وقتى نفس آدمى بر مقام پروردگار اشراف یافت ، این اشراف دیگر نمى گذارد از جزئیات زندگى دنیا و نحوه ارتباطى که این زندگى به پروردگار دارد غافل بماند، و این خود یکنوع مشاهده است که براى آنگونه افراد دست میدهد و ما از آن میفهمیم که آدمى در عالم حیات دنیوى در حال خواب است ، حال چه اینکه راستى بخواب هم رفته باشد، یا باصطلاح ما بیدار باشد، خلاصه آنکسى هم که در نظر ما فرورفتگان در مادیات و محسوسات ، بیدار است ، در نظر آن افراد هوشیار، خواب است .

همچنانکه از امیرالمؤمنین على بن ابیطالب صلوات اللّه علیه هم روایت شده که فرمود: ( الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا ) مردم در خوابند، و چون بمیرند، بیدار میشوند، (تا آخر حدیث ) و بزودى انشاءاللّه بحث مفصلى پیرامون این معنا، و نیز کلامى پیرامون سایر فقرات حدیث بالا در مواردیکه مناسب باشد در این کتاب خواهد آمد.