تفسیر المیزان · علامه طباطبایی
در این بخش۲ عنوان
يٰبَنى إِسرٰءيلَ اذكُروا نِعمَتِىَ الَّتى أَنعَمتُ عَلَيكُم وَأَوفوا بِعَهدى أوفِ بِعَهدِكُم وَإِيّٰىَ فَارهَبونِ٤٠
#وَءامِنوا بِما أَنزَلتُ مُصَدِّقًا لِما مَعَكُم وَلا تَكونوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ ۖ وَلا تَشتَروا بِـٔايٰتى ثَمَنًا قَليلًا وَإِيّٰىَ فَاتَّقونِ٤١
#وَلا تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبٰطِلِ وَتَكتُمُوا الحَقَّ وَأَنتُم تَعلَمونَ٤٢
#وَأَقيمُوا الصَّلوٰةَ وَءاتُوا الزَّكوٰةَ وَاركَعوا مَعَ الرّٰكِعينَ٤٣
#۞ أَتَأمُرونَ النّاسَ بِالبِرِّ وَتَنسَونَ أَنفُسَكُم وَأَنتُم تَتلونَ الكِتٰبَ ۚ أَفَلا تَعقِلونَ٤٤
#ترجمه آیات :
اى پسران اسرائیل نعمت مرا که به شما ارزانى داشتم بیاد آرید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و از من بیم کنید (40) به قرآنى که نازل کرده ام و کتابى را که نزد خود شما است تصدیق مى کند بگروید و شما نخستین منکر آن مباشید و آیه هاى مرا به بهاى ناچیز مفروشید و از من بترسید (41) شما که دانائید حق را با باطل میامیزید و آنرا کتمان مکنید (42) نماز کنید و زکات دهید و با راکعان رکوع کنید(43) شما که کتاب آسمانى میخوانید چگونه مردم را به نیکى فرمان میدهید و خودتان را از یاد مى برید چرا بعقل در نمى آئید (44).
بیان
خداى سبحان در این آیات عتاب ملت یهود را آغاز کرده ، و این عتاب در طى صد و چند آیه ادامه دارد، و در آن نعمتهائى را که خدا بر یهود افاضه فرمود، و کرامتهائى را که نسبت به آنان مبذول داشت ، و عکس العملى که یهود بصورت کفران و عصیان و عهدشکنى و تمرد و لجاجت از خود نشان داد، بر مى شمارد، و با اشاره به دوازده قصه از قصص آنان تذکرشان میدهد، قصه نجاتشان از شر آل فرعون ، شکافته شدن دریا، و غرق شدن فرعونیان ، و قصه میعاد در طور، و قصه گوساله پرستى آنان ، بعد از رفتن موسى بمیقات ، و قصه مامور شدنشان بکشتن یکدیگر، و داستان تقاضاشان از موسى که خدا را بما نشان بده تا علنى و آشکارا او را ببینیم ، و به کیفر همین پیشنهادشان ، دچار صاعقه شدند، و دوباره زنده گشتند، تا آخر داستانهائیکه در این آیات بدان اشاره شده ، و سرتاسر آن پر است از عنایات ربانى ، و الطاف الهى .
و نیز بیادشان مى آورد: آن میثاقها که از ایشان گرفت ، و ایشان آن ها را نقض کرده ، و پشت سر انداختند، و باز گناهانى را که مرتکب شدند، و جرائمى را که کسب کردند، و آثاریکه در دلهاشان پیدا شد، با اینکه کتابشان از آنها نهى کرده بود، و عقولشان نیز برخلاف آن حکم مى کرد، بیادشان مى اندازد، و یادآوریشان مى کند: که بخاطر آن مخالفت ها چگونه دلهاشان دچار قساوت ، و نفوسشان در معرض شقاوت قرار گرفت ، و چگونه مساعیشان بى نتیجه شد.
( و اوفوا بعهدى ) الخ ، کلمه عهد در اصل بمعناى حفاظ است ، و همه معانى آن از این یک معنا مشتق شده مانند عهد بمعناى میثاق ، و عهد بمعناى سوگند، و بمعناى وصیت ، و بمعناى دیدار، و بمعناى نزول ، و امثال آن . #(فارهبون )، کلمه رهبت بمعناى خوف ، و مقابلش کلمه رغبت است .
( و لا تکونوا اول کافر به ) ، یعنى از میان اهل کتاب ، و یا میان اقوام گذشته ، و آینده تان ، شما کفر بقرآن را آغاز مکنید، بگذارید کسانى بدان کفر بورزند که بهمه کتابهاى آسمانى کفر مى ورزند، و آن کفار مکه هستند، که قبل از یهود بقرآن کفر ورزیده بودند.
این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۴۰ تا ۴۴ است.
