تفسیر آیات ۲۰۴ تا ۲۰۷ سورهٔ بقره

این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۲۰۴ تا ۲۰۷ است.

بحث روایتی#

بحث روایتى دسته اى دیگر از مردم (در مقابل منافق )

در الدر المنثور از ( سدى ) روایت آورده در تفسیر آیه ( ومن الناس من یعجبک قوله ... ) گفته است :این آیه درباره اخنس بن شریق ثقفى ، هم پیمان بنى زهره نازل شد، که وى در مدینه به خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) رسید، و عرضه داشت : آمده ام تااسلام بیاورم ، و خدا مى داند که من در دعویم راست گویم ، رسولخدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) خوشش آمد، و بهمین جهت خداى تعالى فرمود: ( و یشهد اللّه على ما فى قلبه ) .

اخنس از حضور رسولخدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) بیرون شد و به زراعتى از مسلمانان و شترانى از ایشان برخورد زراعت را آتش زد، و شتران راپى کرد، و بدین جهت خداى سبحان فرمود: ( واذا تولى سعى فى الارض ... )

و در مجمع از ابن عباس نقل کرده که گفت :این آیات سه گانه درباره همه ریاکاران نازل شده ، که در ظاهر چیزهائى رااظهار مى کنند که خلاف باطنشان است و صاحب مجمع اضافه کرده که این معنا از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده .

مؤ لف :ولیکن این روایت با ظاهر آیات منطبق نیست .

و در بعضى از روایات ائمه اهل بیت (علیه السلام ) آمده : که آیات نازله در باره دشمنان ایشان نازل شده است .

و در مجمع از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده که در ذیل جمله : ( و یهلک الحرث والنسل ) فرموده : مراد از حرث در اینجا دین ، و مراد از نسل انسان است .

مؤ لف : بیان این روایت گذشت و این نیز روایت شده که مراد از حرث ذریه و زراعت هر دو است ، و به هر حال مساءله تطبیق آیه بر مصداق امرى است آسان .

روایات زیادى نقل شده که آیه#

( و من الناس من یشرى نفسه ... )

در شان امیر المؤمنین علیه السلام در شب فراش نازل شده است#

و در امالى شیخ از على بن الحسین (علیه السلام ) روایت آمده که در ذیل جمله : ( و من الناس من یشرى نفسه ... ) ، فرموده : این جمله درباره على (علیه السلام ) نازل شده ، که در شب هجرت در بستر رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم ) خوابید.

مؤ لف : روایات از طرق شیعه و سنى بسیار آمده که آیه نامبرده درباره شب فراش نازل شده ، که تفسیر برهان به پنج طریق آن را از ثعلبى و دیگران نقل کرده است .

و در الدر المنثور است که ابن مردویه از صهیب روایت کرده که گفت : وقتى مى خواستم از مکه به سوى رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) هجرت کنم قریش به من گفتند اى صهیب تو آن روز که به شهر ما آمدى دست خالى بودى ، و حال که مى خواهى کوچ کنى اموالت را هم مى برى و این به خدا سوگند ممکن نیست ، و هرگز نمى گذاریم آنها را با خود ببرى ، من به ایشان گفتم : آیا اگر اموالم را به شما واگذار کنم دست از من بر مى دارید؟ گفتند: بله به ناچار اموالم را به طرفشان پرتاب کردم و آزاد شدم ، و از مکه بیرون آمده به مدینه رسیدم ، این خبر به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) رسید، دوبار، فرمود: صهیب در معامله اش سود برد.

مؤ لف : در المنثور این قصه را به چند طریق دیگر روایت کرده ، که در بعضى از آنها آمده : آیه ( ومن الناس من یشرى ... ) نیز در این قصه نازل شده ، و در بعضى دیگر آمده آیه نامبرده درباره ابى ذر و صهیب نازل شده که هر دو جان خود را با مال خود خریدند، ولى ما در سابق هم گفتیم که آیه شریفه با این احتمال که شراء به معناى خریدن باشد نمى سازد، (بلکه شراء که در لغت هم به معناى خریدن است و هم فروختن . در آیه شریفه به معناى فروختن است ، و تنها با معامله على علیه السلام در لیلة المبیت قابل انطباق است ).

و در مجمع روایتى از على (علیه السلام ) نقل کرده که فرمود: مراد از این آیه کسى است که به خاطر امر به معروف و نهى از منکر کشته شود.

مؤلف : این بیان عموم آیه شریفه است پس منافات ندارد که شاءن نزول خاصى داشته باشد.