تفسیر المیزان · علامه طباطبایی
در این بخش۴ عنوان
يٰأَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا كُلوا مِن طَيِّبٰتِ ما رَزَقنٰكُم وَاشكُروا لِلَّهِ إِن كُنتُم إِيّاهُ تَعبُدونَ١٧٢
#إِنَّما حَرَّمَ عَلَيكُمُ المَيتَةَ وَالدَّمَ وَلَحمَ الخِنزيرِ وَما أُهِلَّ بِهِ لِغَيرِ اللَّهِ ۖ فَمَنِ اضطُرَّ غَيرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثمَ عَلَيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ١٧٣
#إِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الكِتٰبِ وَيَشتَرونَ بِهِ ثَمَنًا قَليلًا ۙ أُولٰئِكَ ما يَأكُلونَ فى بُطونِهِم إِلَّا النّارَ وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَومَ القِيٰمَةِ وَلا يُزَكّيهِم وَلَهُم عَذابٌ أَليمٌ١٧٤
#أُولٰئِكَ الَّذينَ اشتَرَوُا الضَّلٰلَةَ بِالهُدىٰ وَالعَذابَ بِالمَغفِرَةِ ۚ فَما أَصبَرَهُم عَلَى النّارِ١٧٥
#ذٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الكِتٰبَ بِالحَقِّ ۗ وَإِنَّ الَّذينَ اختَلَفوا فِى الكِتٰبِ لَفى شِقاقٍ بَعيدٍ١٧٦
#ترجمه آیات:
اى کسانى که ایمان آورده اید از پاکیزه ها هر چه که ما روزیتان کرده ایم بخورید و شکر خدا بگزارید اگر تنها او را مى پرستید (172) خداوند تنها از میان خوردنى ها مردار و خون و گوشت خوک و گوشت حیوانى که براى غیر خدا ذبح شده حرام کرده است و در اینها هم اگر کسى ناچار بخوردن شود در صورتى که خودش خود را ناچار نکرده باشد و نیز در صورتى که در خوردن از حد اضطرار تجاوز نکند گناهى بر او نیست که خدا غفور و رحیم است (173) بدرستى آنهائى که از کتاب خدا آنچه را که خدا نازل کرده کتمان مى کنند و با کتمان آن ثمن اندک بدست مى آورند آنها آنچه مى خورند جز آتشى نیست که بدرون خود مى کنند و خدا روز قیامت با آنها سخن نخواهد گفت و تزکیه شان نخواهد کرد و عذابى دردناک خواهند داشت (174) اینان همانهایند که با سرمایه هدایت ، گمراهى مى خرند و مغفرت را با عذاب معاوضه مى کنند راستى چقدر بر چشیدن آتش تحمل دارند (175) و این عذاب بدانجهت است که خدا کتاب را بحق نازل کرد و اینان که در کتاب اختلاف راه انداختند در شقاقى دور از اصلاح هستند (176).
بیان
( یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم ) الخ ، این جمله خطابى است خاص به مؤمنین ، که بعد از خطاب قبلى که به عموم مردم بود قرار گرفته ، پس از قبیل انتزاع خطابى از خطابى دیگر است کانه از خطاب جماعتى که پذیراى نصیحت نیستند، منصرف شده و روى سخن به عده خاص کرده که دعوت داعى خود را اجابت مى گویند، چون به او ایمان دارند.
و التفاتى که بین دو خطاب واقع شده ناشى از تفاوتى است که در افراد مخاطب است ، چون از دارندگان ایمان بخدا این توقع مى رفت که دعوت را بپذیرند به همین جهت عبارت قبلى ( ما فى الارض حلالا طیبا ) ، را به عبارت ( طیبات ما رزقناکم ) عوض کرد، تا وسیله شود، بعد از آن از ایشان بخواهد تنها خدا را شکر گویند، چون مردمى موحد بودند و بجز خداى سبحان کسى را نمى پرستیدند.
عین این نکته باعث شد بفرماید: (ما رزقناکم ، آنچه ما روزیتان کردیم )، و نفرماید (ما رزقتم ، آنچه روزى شده اید)، و یا (ما فى الارض ، آنچه در زمین است ) و یا تعبیر دیگر نظیر اینها، تا اشاره و یا دلالت کند بر اینکه خدا در نظر آنان معروف و بایشان نزدیک و نسبت به آنان مهربان و رئوف است .
و ظاهرا جمله : ( من طیبات ما رزقناکم ) الخ ، از قبیل اضافه صفت به موصوف باشد نه از قبیل قیام صفت در مقام موصوف ، و معناى آیه بنابر تقدیر اول این میشود: (بخورید از آنچه ما روزیتان کردیم ، که همه اش پاکیره است )، و این معنا مناسب تر است با اظهار نزدیکى و مهربانى خدا که مقام ، آن را افاده میکند و بنابر تقدیر دوم معنا چنین مى شود: (بخورید از رزق طیب ، نه از خبیث هاى آن ) و این معنا با معنائى که مقام آن را افاده مى کند نمیسازد و از آن دور است چون مقام مى خواهد آزادى مردم را برساند نه اینکه ممنوع بودن آنانرا افاده کند، میخواهد بفرماید: اینکه از پیش خود چیزهائى را بر خود حرام کرده اید سخنى است بدون علم و خدا آنرا حلال کرده است .
( و اشکروا لله ان کنتم ایاه تعبدون ) الخ ، نفرمود: (و اشکروا لنا، شکر ما را بجاى آرید) بجایش فرمود: (و اشکروا لله ، خدا را شکر گزارید)، تا بر مسئله توحید دلالت بیشترى داشته باشد و بهمین جهت دنبالش فرمود: (ان کنتم ایاه تعبدون ، اگر تنها او را مى پرستید)، تا انحصار را افاده کند، چون اگر فرموده بود: (ان کنتم تعبدونه ، اگر او را مى پرستید)، این انحصار را افاده نمیکرد.
( انما حرم علیکم المیتة ، و الدم ، و لحم الخنزیر، و ما اهل به لغیر اللّه ) الخ ، اهلال براى غیر خدا، معنایش این است که حیوانى را براى غیر خدا مثلا براى بتها قربانى کنند.
( فمن اضطر غیر باغ و لا عاد ) یعنى کسى که ناچار شد از آن بخورد، بشرطى که نه ظالم باشد، و نه از حد تجاوز کند، و دو کلمه ( غیر باغ و لا عاد ) دو حال هستند، که عامل آنها اضطرار است و معنایش این است که هر کس مضطر و ناچار شد در حالیکه نه باغى است و نه متجاوز، از آنچه ما حرام کردیم بخورد، در این صورت گناهى در خوردن آن نکرده ، و اما اگر اضطرارش در حال بغى و تجاوز باشد، مثل اینکه همین بغى و تجاوز باعث اضطرار وى شده باشند، در اینصورت جائز نیست از آن محرمات بخورد.
( ان اللّه غفور رحیم ) ، این جمله دلیلى است بر اینکه این تجویز خدا و رخصتى که داده از باب این بوده که خواسته است به مؤمنین تخفیفى دهد، و گرنه مناط نهى و حرمت در صورت اضطرار نیز هست .
( ان الذین یکتمون ما انزل اللّه من الکتاب ) الخ ، این آیه شریفه تعریضى است به اهل کتاب ، چون در میان آنان بسیار چیزها در عبادات و غیره بوده که خدا حلال و طیبش کرده ، ولى بزرگان و رؤ ساى آنان حرامش کرده بودند،- و کتابى هم که نزد ایشان بود آن اشیاء را تحریم نمیکرد - و اگر بزرگان ایشان احکام خدا را کتمان مى کردند براى این بود که رزق ریاست و ابهت مقام و جاه و مال خود را حفظ کنند.
دلالت آیه شریفه بر تجسم اعمال#
و در آیه شریفه دلالتى که بر تجسم اعمال و تحقق نتائج آن دارد، بر کسى پوشیده نیست ، چون اولا مى فرماید: اینکه علماى اهل کتاب احکام نازله از ناحیه خدا را در برابر بهائى اندک فروختند، همین اختیار ثمن اندک عبارتست از خوردن آتش و فرو بردن آن در شکم ، و ثانیا در آیه دوم همین اختیار کتمان و گرفتن ثمن اندک در برابر احکام خدا را مبدل کرد به اختیار ضلالت بر هدایت ، و ثالثا این اختیار را هم مبدل کرد به اختیار عذاب بر مغفرت و در آخر، مطلب را با جمله : (مگر چقدر بر سوختن در آتش صبر دارند) ختم نمود و آن جرمى که از ایشان بیشتر بچشم مى خورد و روشن تر است ، این است که بر این کتمان خود ادامه میدهند، و بر آن اصرار مى ورزند.
لذا مى فرماید: (چقدر بر آتش صبر دارند پس معلوم مى شود اختیار بهاى اندک بر احکام خدا، اختیار ضلالت است بر هدایت ، و اختیار ضلالت بر هدایت در نشئه دیگر به صورت اختیار عذاب بر مغفرت مجسم مى شود، و نیز ادامه بر کتمان حق در این نشئه ، ب صورت ادامه بقاء در آتش مجسم میگردد) (دقت بفرمائید).
این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۱۷۲ تا ۱۷۶ است.
بحث روایتی#
بحث روایتى (روایاتى در ذیل آیات گذشته )
در کافى از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده که در تفسیر جمله : ( فمن اضطر غیر باغ و لا عاد ) الخ ، فرموده : باغى آن کسى است که در طلب شکار است ، و عادى به معناى دزد است که نه شکارچى مى تواند در حال اضطرار گوشت مردار بخورد و نه دزد، خوردن مردار بر این دو حرام است ، با اینکه براى مسلمان حلال است و نیز این دو طائفه در سفر شکار و سفر دزدى نباید نماز را شکسته بخوانند.
و در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده که فرمود: باغى ظالم ، و عادى غاصب است .
و از حماد از آن جناب روایت کرده که فرمود: باغى آنکسى است که بر امام خروج کند، و عادى دزد است .
و در تفسیر مجمع البیان از امام باقر و امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده که در معناى آیه فرمودند: یعنى بر امام مسلمین بغى نکند و با معصیت از طریق اهل حق تعدى ننماید.
مولف: همه این روایات از قبیل شمردن مصداق است و همه آنها معنائى را که ما از ظاهر لفظ آیه استفاده کردیم ، تاءیید میکند.
و در کافى و تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده ، که در معناى جمله ( فما اصبر هم على النار ) ، فرمود: یعنى تا کى بکارى ادامه میدهند که میدانند آنکار سرانجامشان را بسوى آتش میکشد؟. و در تفسیر مجمع البیان از على بن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: یعنى چقدر جراتشان بر آتش زیاد است ؟ و باز از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده که فرمود: یعنى چقدر بکارهاى اهل آتش ادامه میدهند.
مولف : این روایات از نظر معنى قریب به هم هستند، اولى صبر بر آتش را تفسیر کرد، به صبر بر سبب آتش ، دومى تفسیر کرد به جراءت بر آن و معلوم است که جراءت لازمه صبر است و در سومى تفسیر کرد به عمل به آنچه که اهل آتش مرتکب مى شوند که برگشت آن به همان معناى روایت اول است .
