تفسیر المیزان · علامه طباطبایی
در این بخش۵ عنوان
مِمّا خَطيـٰٔتِهِم أُغرِقوا فَأُدخِلوا نارًا فَلَم يَجِدوا لَهُم مِن دونِ اللَّهِ أَنصارًا٢٥
#وَقالَ نوحٌ رَبِّ لا تَذَر عَلَى الأَرضِ مِنَ الكٰفِرينَ دَيّارًا٢٦
#إِنَّكَ إِن تَذَرهُم يُضِلّوا عِبادَكَ وَلا يَلِدوا إِلّا فاجِرًا كَفّارًا٢٧
#رَبِّ اغفِر لى وَلِوٰلِدَىَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيتِىَ مُؤمِنًا وَلِلمُؤمِنينَ وَالمُؤمِنٰتِ وَلا تَزِدِ الظّٰلِمينَ إِلّا تَبارًا٢٨
#و آن قوم از کثرت کفر و گناه، عاقبت غرق شدند و به آتش دوزخ در افتادند و جز خدا براى خود هیچ یار و یاورى نیافتند (25).
و نوح عرض کرد پروردگارا (اینک که قوم از کفر و عناد دست نمى کشند) تو هم این کافران را هلاک کن و از آنها دیارى بر روى زمین باقى مگذار (26). که اگر از آنها هر که را باقى گذارى بندگان پاک با ایمانت را گمراه مى کنند و فرزندى هم جز بدکار و کافر از آنان به ظهور نمى رسد (27).
(آنگاه به درگاه خدا دعا کرد که ) بار الها! مرا و پدر و مادر من و هر که با ایمان به خانه (یا بکشتى ) من داخل شود و همه مردان و زنان با ایمان عالم را ببخش و بیامرز و ستمکاران را جز بر هلاک و عذابشان میفزاى (25)
این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۲۵ تا ۲۸ است.
بیان آیات#
بیان آیات
این آیات داستان هلاکت قوم نوح، و تتمه نفرین آن جناب علیه ایشان را حکایت مى کند.
اشاره به دلالت جمله ( اغرقوا فادخلوا نارا ) بر وجود برزخ#
کلمه ( من ) در ( مما ) در عین اینکه ابت دایى است، و ابتداى هدف را مى رساند، به حسب مورد، تعلیل را هم افاده مى کند، و کلمه ( ما ) زایده است، که تنها براى تأکید و پر اهمیت بودن سخن آمده، و کلمه ( خطیئات ) به معناى معاصى و ذنوب است، و اگر کلمه ( نار ) را نکره آورده، به منظور بزرگ جلوه دادن آن بوده.
و معناى آیه این است که : قوم نوح به خاطر معاصى و ذنوبشان به وسیله طوفان غرق شده و داخل آتشى شدند که با هیچ مقیاسى نمى توان عذابشان را اندازه گیرى کرد. و در آیه نظم لطیفى بکار رفته، و آن این است که میان غرق شدن به وسیله آب، و سوختن به وسیله آتش جمع کرده.
و مراد از ( آتش ) در آیه شریفه آتش برزخ است، که مجرمین بعد از مردن و قبل از قیامت در آن معذب مى شوند، نه آتش آخرت، و این آیه خود یکى از ادله برزخ است، چون مى دانیم که آیه شریفه نمى خواهد بفرماید قوم نوح غرق شدند، و به زودى در قیامت داخل آتش مى شوند تا منظور از آتش، آتش قیامت باشد. و اینکه بعضى احتمال داده اند مراد از آتش، آتش آخرت باشد درست نیست ، و نباید به آن اعتنا کرد.
( فلم یجدوا لهم من دون اللّه نصارا ) - یعنى جز خدا کسى را نیافتند که در غرق نشدن یاریشان کند، و عذاب را از ایشان بگرداند، و این جمله تعریضى است به اصنام و آلهه آنان.
بیان تتمه نفرین نوح (علیه السلام) علیه قوم خود#
کلمه ( دیار ) به معناى کسى است که براى منزل گرفتن پیاده شده باشد، و این آیه تتمه نفرین نوح (علیه السلام) بر آنان است، و جمله ( مما خطیئاتهم اغرقوا... ) ، جمله معترضه اى بود که بین دو فقره از نفرین آن جناب فاصله شده، تا اشاره کند به اینکه هلاکتشان
به خاطر آن خطاهایى بوده که نوح (علیه السلام) شمرده، و نیز براى این بوده که زمینه را براى نفرین بعدى خود و درخواست هلاکت علیه آنان فراهم سازد، و روشن شود که غرق شدن قوم استجابت نفرین آن جناب بود، و این عذاب تا آخرین نفرشان را هلاک کرد.
این آیه درخواست هلاکت تا آخرین نفر آنان را تعلیل مى کند، و حاصلش این است که : اگر درخواست کردم که همه آنان را هلاک کنى، براى این بود که هیچ فایده اى در بقاى آنان نیست نه براى مؤمنین و نه براى فرزندان خودشان، اما براى مؤمنین فایده ندارد، براى اینکه اگر زنده بمانند آن چند نفر مؤمن را هم گمراه مى کنند، و اما براى فرزندان خود فایده ندارد، دلیلش این است که اینان فرزند صالح نمى آورند، اگر بیاورند فرزندانى فاجر و کافر مى آورند (و فجور به معناى فسق بسیار شنیع است، و کفار - به فتحه کاف - صیغه مبالغه از کفر است ).
و نوح (علیه السلام) این معنا را که کفار در آینده جز فاجر و کفار نمى زایند را از راه وحى فهمیده بود، همچنان که در تفسیر آیات راجع به این داستان در سوره هود گذشت.
منظور از ( من دخل بیتى ) مؤمنین از قوم او است، و منظور از جمله ( و للمؤمنین و المومنات ) تمامى زن ها و مردهاى مؤمن تا روز قیامت است.
( و لا تزد الظالمین الا تبارا ) - کلمه ( تبار ) به معناى هلاکت است، و ظاهرا مراد از ( تبار ) آن هلاکتى است که در آخرت باعث عذاب آخرت شود، و چنین هلاکتى همان ضلالت است، و در دنیا باعث نابودى گردد، و آن غرق شدن بود، که هر دو عذاب قبلا در نفرینش آمده بود و این نفرین آخرین کلامى است که قرآن کریم از آن جناب نقل کرده.
