تفسیر آیات ۳۹ تا ۴۵ سورهٔ ق

این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۳۹ تا ۴۵ است.

بیان آیات#

بیان آیات

بـیـان آیـات آخـر سـوره کـه پـیـامبر (ص) را امر به صبر و تسبیح خدا مى کند و روز قیامت را به یاد مى آورد#

این آیات خاتمه سوره است، که در آن رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) را دستور مـى دهـد کـه در بـرابـر آنـچـه مى گویند و نسبتهایى که مى دهند مثلا مى گویند سحر و جنون و شعر است - صبر کن.

و نیز در مقابل لجبازیها و استهزایى که نسبت به معاد و برگشتن به سوى خداى تعالى دارنـد، حوصله به خرج ده، و پروردگار خود را با تسبیح عبادت کن، و منتظر روز قیامت باش که با یک صیحه آغاز مى شود، و کسانى را که از خداى ندیده مى ترسند با قرآن تذکر بده.

این آیه تفریع و نتیجه گیرى از همه مطالب گذشته است که از آن جمله است مسأله انکار مـعـاد ازنـاحـیـه مـشـرکـیـن، و سـخـن از جـزئیـات مـعـاد و اسـتـدلال بر آن، و تهدید منکرین و مکذبین نبوت خاتم الانبیاء، و تهدیدشان به این که سرنوشت همان است که مکذبین از امت هاى گذشته بدان مبتلا شدند.

( و سبح بحمد ربک... ) - این جمله رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) را دستور مـى دهـد کـه خـداى تـعـالى را از آنـچـه در بـاره اش مـى گویند تسبیح کند و منزه بدارد، تـنـزیـهـى کـه تـواءم بـا حـمـد او بـاشـد. و حـاصـلش این است که مى خواهد تا براى او فـعـل جـمـیـل اثـبـات نـمـوده، هـر نـقـص و نـنـگـى را از او دور بـدارد. و تـسـبـیـح قـبـل از طـلوع آفـتـاب مى تواند با نماز صبح منطبق شود، یعنى مى شود گفت مراد از آن، نماز صبح، و مراد از تسبیح قبل از غروب، نماز عصر و یا ظهر و عصر باشد.

یـعـنـى در پـاره اى از شـب، تـسبیح گو؛ که این نیز مى تواند با نمازهاى مغرب و عشاء منطبق باشد.

( و ادبـار السـجود ) - کلمه ( ادبار ) جمع ( دبر ) است، و در عبارت است از منتهى الیـه هـر چـیـز؛ البـته منتهى الیه آن و مابعدش . و گویا مراد از آن، تسبیح بعد از همه نـمـازهـا بـاشـد، چـون سـجـده، در آخر هر رکعت از نماز است، و قهرا با تعقیبات نمازهاى پـنجگانه منطبق مى شود. بعضى گفته اند: مراد از آن نافله هایى است که هر نمازى دارد. و بـعـضـى گـفته اند: مراد دو رکعت و یا چند رکعت نماز بعد از نماز مغرب است. و بعضى گفته اند: مراد از آن نماز وتر است که در آخر نافله هاى شب قرار دارد.

در ایـن آیه ( استماع ) را به معانى مختلفى تفسیر کرده اند، و از همه به ذهن نزدیکتر ایـن اسـت کـه مـتـضـمـن معناى انتظار باشد، یعنى منتظر روزى باش که در آن روز بشنوى نـداى مـنـادى را از مـکـانـى نـزدیـک. و جـمـله ( یـوم یـنـاد المـنـاد ) روى هـم مـفـعـول ( و اسـتـمـع ) اسـت، و مـراد از نـداى مـنـادى هـمـان نـفـخـه صـور اسـت کـه مـسـؤ ول آن به طورى که از آیه بعد استفاده مى شود در آن مى دمد.

و ایـنـکـه فـرمود: ( ندا از مکانى نزدیک است ) بدین جهت است که ندا آن چنان به خلائق احـاطـه دارد کـه بـه نـسبت مساوى بگوش ‍ همه مى رسد، و افراد نسبت به آن دور و نزدیک نیستند، چون ندا - همانطور که گفتیم - نفخه بعث و کلمه حیات است.

ایـن آیـه بـیـان آن روزى است که منادى ندا مى دهد. و اگر فرمود: صیحه اى است به حق، بـراى ایـن اسـت کـه قـضـائى اسـت حـتـمى، همان طور که در تفسیر جمله ( و جاءت سکره الموت بالحق... ) گفتیم.

و مـعـناى اینکه فرمود ( ذلک یوم الخروج ) این است که امروز روز خروج از قبرها است، همچنان که در جاى دیگر فرموده ( یوم یخرجون من الا جداث سراعا ) .

مـراد از ( احـیاء ) افاضه حیات بر جسدهایى است که در دنیا مرده اند. و مراد از ( اماته ) هـمـان مـیـرانـدن در دنـیـا اسـت، کـه عـبـارت اسـت از منتقل شدن به عالم قبر. و مراد از جمله ( و الینا المصیر ) به طورى که از سیاق برمى آید احیاء در روز قیامت است.

کـلمـه ( تـشـقـق ) در اصـل ( تـتـشـقـق ) و از بـاب ( تـفـعـل ) اسـت کـه بـه مـعـناى شکافته شدن است، و معنایش این است که : زمین از روى ایشان شکافته مى شود، و ایشان به سرعت به سوى دعوت کننده بیرون مى شوند.

( ذلک حـشـر عـلیـنـا یـسیر ) - یعنى آنچه گفتیم (که از قبور شکافته شده به سرعت بیرون مى شوند) حشرى است که انجامش براى ما آسان است.

ایـن جـمـله در مـقـام تـعلیل جمله ( فاصبر على ما یقولون ) است، مى فرماید در برابر آنـچـه مـى گـویـنـد صـبر کن ؛ براى اینکه ما مى دانیم که چه مى گویند، و تو که نمى تـوانـى مـجـبـورشان سازى، پس تنها وظیفه ات این است که با قرآن تذکرشان دهى تا آنـان کـه از تـهدید خداوندشان مى ترسند متذکر شوند. و کلمه ( جبار ) در این آیه به معناى تسلطى است که بتواند مردم را بر اجراى خواسته هاى خود مجبور سازد.

و مـعـنـاى آیـه ایـن اسـت کـه : تو بر آنچه مى گویند صبر کن، و به حمد پروردگارت تسبیح گوى، و منتظر بعث باش که ما مى دانیم چه مى گویند، و به زودى سزایشان را در بـرابـر و مـطـابق آنچه کرده اند کف دستشان مى گذاریم، و تو مسلط بر آنان نیستى کـه بـتـوانى بر اجراى خواسته خود مجبورشان سازى، و در نتیجه آنچه را دعوتشان مى کـنـى انـجـام دهـنـد - یـعـنـى بـه خـدا و روز جـزا ایـمـان بـیـاورنـد - و وقـتـى حـال و وضـع آنان چنین است پس تو وظیفه خودت را انجام ده، و کسانى را با قرآن تذکر بده که از تهدید من مى هراسند.

بحث روایتی#

بحث روایتى

چند روایت در ذیل آیه : ( و سبح بحمد ربـک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب ) و مراد از ( ادبار السجود )#

در الدر المـنـثور است که طبرانى - در کتاب اوسط - و ابن عساکر از جریر بن عبداللّه از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) روایت کرده اند که در معناى آیه شریفه ( و سـبـح بـحـمـد ربـک قـبـل طـلوع الشـمـس و قـبـل الغـروب ) فـرمـود: قبل از طلوع شمس، نماز صبح، و قبل از غروب شمس، نماز عصر است.

و در مجمع البیان است که از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که در پاسخ شخصى کـه پـرسـیـد مـنـظـور از آیـه ( و سـبـح بـحـمـد ربـک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب ) چیست، فرمود: صبح که شد ده مرتبه مى گویى ( لا اله الا اللّه وحـده لا شـریـک له له المـلک و له الحـمـد و هـو عـلى کل شى ء قدیر ) و همین ده مرتبه را در عصر هم مى گویى.

مؤلف: امـام ایـن معنا را از اطلاق تسبیح در آیه استفاده کرده اند، هر چند که موردش خاص نـمـاز صـبـح و عصر باشد، پس منافاتى بین این دو روایت نیست، چون مورد مخصص نمى شود.

و در کـافـى بـه سـند خود از حریز از زراره از امام باقر (علیه السلام ) روایت کرده که گـفـت : بـه حـضـورش عـرضه داشتم معناى جمله ( و ادبار السجود ) چیست ؟ فرمود: چند رکعت بعد از مغرب است.

مؤلف: ایـن روایـت را قـمـى هـم در تفسیر خود به سندى که به ابن ابى بصیر دارد از حـضـرت رضـا (عـلیـه السلام ) نقل کرده، و عبارت آن چنین است : چهار رکعت بعد از مغرب است.

و در الدر المـنـثـور اسـت کـه مـسـدد در مـسـند خود، و ابن منذر و ابن مردویه از على بن ابى طـالب (عـلیـه السـلام ) روایـت کـرده انـد کـه فـرمـود: از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) معناى ( ادبار السجود ) را پرسیدم، فرمود: مـنـظـور دو رکـعـت بـعـد از مـغـرب اسـت، و مـنـظـور از ( ادبـار النـجـوم ) دو رکـعـت قبل از نماز صبح است.

مؤلف: نـظـیـر ایـن روایـت از ابـن عـبـاس و عـمـر از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) نقل شده. و در مجمع البیان آن را مستند به حسن بـن عـلى ( عـلیـهـمـاالسـلام ) نـیـز کـرده کـه آن جـنـاب از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) نقل کرده است.

و در تفسیر قمى در ذیل آیه ( فذکر بالقران من یخاف وعید ) آمده که امام فرمود: یعنى اى محمد! با آن وعده هاى عذابى که در قرآن داده ایم ایشان را تذکر بده.