تفسیر المیزان · علامه طباطبایی
در این بخش۶ عنوان
فَاصبِر عَلىٰ ما يَقولونَ وَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ وَقَبلَ الغُروبِ٣٩
#وَمِنَ الَّيلِ فَسَبِّحهُ وَأَدبٰرَ السُّجودِ٤٠
#وَاستَمِع يَومَ يُنادِ المُنادِ مِن مَكانٍ قَريبٍ٤١
#يَومَ يَسمَعونَ الصَّيحَةَ بِالحَقِّ ۚ ذٰلِكَ يَومُ الخُروجِ٤٢
#إِنّا نَحنُ نُحيۦ وَنُميتُ وَإِلَينَا المَصيرُ٤٣
#يَومَ تَشَقَّقُ الأَرضُ عَنهُم سِراعًا ۚ ذٰلِكَ حَشرٌ عَلَينا يَسيرٌ٤٤
#نَحنُ أَعلَمُ بِما يَقولونَ ۖ وَما أَنتَ عَلَيهِم بِجَبّارٍ ۖ فَذَكِّر بِالقُرءانِ مَن يَخافُ وَعيدِ٤٥
#پس در برابر آنچه مى گویند خویشتن دارى کن و به حمد پروردگار خود تسبیح گوى، هم قبل از طلوع خورشید و هم قبل از غروب (39).
و پاره اى از شب را، و به دنبال سجده ات او را تسبیح گوى (40).
و بگوش باش روزى که منادى از مکانى نزدیک ندا برمى آورد (41).
روزى کـه هـمه آن صیحه را که قضائش حتمى است مى شنوند که روز خروج از قبرها است (42).
به درستى این ماییم که زنده مى کنیم و مى میرانیم و بازگشت به سوى ما است (43).
بازگشت در روزى که زمین به زودى از روى آنان مى شکافد و آن حشرى است که براى ما آسان است (44).
مـا بـه آنچه مى گویند داناییم و تو نمى توانى مردم را به آنچه مى خواهى مجبور کنى پس تنها با قرآن کسانى را تذکر بده که از تهدید خدا بیمناکند (45).
این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۳۹ تا ۴۵ است.
بیان آیات#
بیان آیات
بـیـان آیـات آخـر سـوره کـه پـیـامبر (ص) را امر به صبر و تسبیح خدا مى کند و روز قیامت را به یاد مى آورد#
این آیات خاتمه سوره است، که در آن رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) را دستور مـى دهـد کـه در بـرابـر آنـچـه مى گویند و نسبتهایى که مى دهند مثلا مى گویند سحر و جنون و شعر است - صبر کن.
و نیز در مقابل لجبازیها و استهزایى که نسبت به معاد و برگشتن به سوى خداى تعالى دارنـد، حوصله به خرج ده، و پروردگار خود را با تسبیح عبادت کن، و منتظر روز قیامت باش که با یک صیحه آغاز مى شود، و کسانى را که از خداى ندیده مى ترسند با قرآن تذکر بده.
این آیه تفریع و نتیجه گیرى از همه مطالب گذشته است که از آن جمله است مسأله انکار مـعـاد ازنـاحـیـه مـشـرکـیـن، و سـخـن از جـزئیـات مـعـاد و اسـتـدلال بر آن، و تهدید منکرین و مکذبین نبوت خاتم الانبیاء، و تهدیدشان به این که سرنوشت همان است که مکذبین از امت هاى گذشته بدان مبتلا شدند.
( و سبح بحمد ربک... ) - این جمله رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) را دستور مـى دهـد کـه خـداى تـعـالى را از آنـچـه در بـاره اش مـى گویند تسبیح کند و منزه بدارد، تـنـزیـهـى کـه تـواءم بـا حـمـد او بـاشـد. و حـاصـلش این است که مى خواهد تا براى او فـعـل جـمـیـل اثـبـات نـمـوده، هـر نـقـص و نـنـگـى را از او دور بـدارد. و تـسـبـیـح قـبـل از طـلوع آفـتـاب مى تواند با نماز صبح منطبق شود، یعنى مى شود گفت مراد از آن، نماز صبح، و مراد از تسبیح قبل از غروب، نماز عصر و یا ظهر و عصر باشد.
یـعـنـى در پـاره اى از شـب، تـسبیح گو؛ که این نیز مى تواند با نمازهاى مغرب و عشاء منطبق باشد.
( و ادبـار السـجود ) - کلمه ( ادبار ) جمع ( دبر ) است، و در عبارت است از منتهى الیـه هـر چـیـز؛ البـته منتهى الیه آن و مابعدش . و گویا مراد از آن، تسبیح بعد از همه نـمـازهـا بـاشـد، چـون سـجـده، در آخر هر رکعت از نماز است، و قهرا با تعقیبات نمازهاى پـنجگانه منطبق مى شود. بعضى گفته اند: مراد از آن نافله هایى است که هر نمازى دارد. و بـعـضـى گـفته اند: مراد دو رکعت و یا چند رکعت نماز بعد از نماز مغرب است. و بعضى گفته اند: مراد از آن نماز وتر است که در آخر نافله هاى شب قرار دارد.
در ایـن آیه ( استماع ) را به معانى مختلفى تفسیر کرده اند، و از همه به ذهن نزدیکتر ایـن اسـت کـه مـتـضـمـن معناى انتظار باشد، یعنى منتظر روزى باش که در آن روز بشنوى نـداى مـنـادى را از مـکـانـى نـزدیـک. و جـمـله ( یـوم یـنـاد المـنـاد ) روى هـم مـفـعـول ( و اسـتـمـع ) اسـت، و مـراد از نـداى مـنـادى هـمـان نـفـخـه صـور اسـت کـه مـسـؤ ول آن به طورى که از آیه بعد استفاده مى شود در آن مى دمد.
و ایـنـکـه فـرمود: ( ندا از مکانى نزدیک است ) بدین جهت است که ندا آن چنان به خلائق احـاطـه دارد کـه بـه نـسبت مساوى بگوش همه مى رسد، و افراد نسبت به آن دور و نزدیک نیستند، چون ندا - همانطور که گفتیم - نفخه بعث و کلمه حیات است.
ایـن آیـه بـیـان آن روزى است که منادى ندا مى دهد. و اگر فرمود: صیحه اى است به حق، بـراى ایـن اسـت کـه قـضـائى اسـت حـتـمى، همان طور که در تفسیر جمله ( و جاءت سکره الموت بالحق... ) گفتیم.
و مـعـناى اینکه فرمود ( ذلک یوم الخروج ) این است که امروز روز خروج از قبرها است، همچنان که در جاى دیگر فرموده ( یوم یخرجون من الا جداث سراعا ) .
مـراد از ( احـیاء ) افاضه حیات بر جسدهایى است که در دنیا مرده اند. و مراد از ( اماته ) هـمـان مـیـرانـدن در دنـیـا اسـت، کـه عـبـارت اسـت از منتقل شدن به عالم قبر. و مراد از جمله ( و الینا المصیر ) به طورى که از سیاق برمى آید احیاء در روز قیامت است.
کـلمـه ( تـشـقـق ) در اصـل ( تـتـشـقـق ) و از بـاب ( تـفـعـل ) اسـت کـه بـه مـعـناى شکافته شدن است، و معنایش این است که : زمین از روى ایشان شکافته مى شود، و ایشان به سرعت به سوى دعوت کننده بیرون مى شوند.
( ذلک حـشـر عـلیـنـا یـسیر ) - یعنى آنچه گفتیم (که از قبور شکافته شده به سرعت بیرون مى شوند) حشرى است که انجامش براى ما آسان است.
ایـن جـمـله در مـقـام تـعلیل جمله ( فاصبر على ما یقولون ) است، مى فرماید در برابر آنـچـه مـى گـویـنـد صـبر کن ؛ براى اینکه ما مى دانیم که چه مى گویند، و تو که نمى تـوانـى مـجـبـورشان سازى، پس تنها وظیفه ات این است که با قرآن تذکرشان دهى تا آنـان کـه از تـهدید خداوندشان مى ترسند متذکر شوند. و کلمه ( جبار ) در این آیه به معناى تسلطى است که بتواند مردم را بر اجراى خواسته هاى خود مجبور سازد.
و مـعـنـاى آیـه ایـن اسـت کـه : تو بر آنچه مى گویند صبر کن، و به حمد پروردگارت تسبیح گوى، و منتظر بعث باش که ما مى دانیم چه مى گویند، و به زودى سزایشان را در بـرابـر و مـطـابق آنچه کرده اند کف دستشان مى گذاریم، و تو مسلط بر آنان نیستى کـه بـتـوانى بر اجراى خواسته خود مجبورشان سازى، و در نتیجه آنچه را دعوتشان مى کـنـى انـجـام دهـنـد - یـعـنـى بـه خـدا و روز جـزا ایـمـان بـیـاورنـد - و وقـتـى حـال و وضـع آنان چنین است پس تو وظیفه خودت را انجام ده، و کسانى را با قرآن تذکر بده که از تهدید من مى هراسند.
بحث روایتی#
بحث روایتى
چند روایت در ذیل آیه : ( و سبح بحمد ربـک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب ) و مراد از ( ادبار السجود )#
در الدر المـنـثور است که طبرانى - در کتاب اوسط - و ابن عساکر از جریر بن عبداللّه از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) روایت کرده اند که در معناى آیه شریفه ( و سـبـح بـحـمـد ربـک قـبـل طـلوع الشـمـس و قـبـل الغـروب ) فـرمـود: قبل از طلوع شمس، نماز صبح، و قبل از غروب شمس، نماز عصر است.
و در مجمع البیان است که از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که در پاسخ شخصى کـه پـرسـیـد مـنـظـور از آیـه ( و سـبـح بـحـمـد ربـک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب ) چیست، فرمود: صبح که شد ده مرتبه مى گویى ( لا اله الا اللّه وحـده لا شـریـک له له المـلک و له الحـمـد و هـو عـلى کل شى ء قدیر ) و همین ده مرتبه را در عصر هم مى گویى.
مؤلف: امـام ایـن معنا را از اطلاق تسبیح در آیه استفاده کرده اند، هر چند که موردش خاص نـمـاز صـبـح و عصر باشد، پس منافاتى بین این دو روایت نیست، چون مورد مخصص نمى شود.
و در کـافـى بـه سـند خود از حریز از زراره از امام باقر (علیه السلام ) روایت کرده که گـفـت : بـه حـضـورش عـرضه داشتم معناى جمله ( و ادبار السجود ) چیست ؟ فرمود: چند رکعت بعد از مغرب است.
مؤلف: ایـن روایـت را قـمـى هـم در تفسیر خود به سندى که به ابن ابى بصیر دارد از حـضـرت رضـا (عـلیـه السلام ) نقل کرده، و عبارت آن چنین است : چهار رکعت بعد از مغرب است.
و در الدر المـنـثـور اسـت کـه مـسـدد در مـسـند خود، و ابن منذر و ابن مردویه از على بن ابى طـالب (عـلیـه السـلام ) روایـت کـرده انـد کـه فـرمـود: از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) معناى ( ادبار السجود ) را پرسیدم، فرمود: مـنـظـور دو رکـعـت بـعـد از مـغـرب اسـت، و مـنـظـور از ( ادبـار النـجـوم ) دو رکـعـت قبل از نماز صبح است.
مؤلف: نـظـیـر ایـن روایـت از ابـن عـبـاس و عـمـر از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) نقل شده. و در مجمع البیان آن را مستند به حسن بـن عـلى ( عـلیـهـمـاالسـلام ) نـیـز کـرده کـه آن جـنـاب از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) نقل کرده است.
و در تفسیر قمى در ذیل آیه ( فذکر بالقران من یخاف وعید ) آمده که امام فرمود: یعنى اى محمد! با آن وعده هاى عذابى که در قرآن داده ایم ایشان را تذکر بده.
