تفسیر آیات ۱۱۲ تا ۱۲۸ سورهٔ نحل

تفسیر المیزان · علامه طباطبایی

↑
در این بخش۱۷ عنوان

این بخش، بحث پیوستهٔ المیزان دربارهٔ آیات ۱۱۲ تا ۱۲۸ است.

بحث روایتی#

بحث روایتى

(روایت در ذیل آیات: ( ضرب الله مثلا... ) ، ( ان ابراهیم کان امة ) . ( ادعو الى سبیل ربک )#

در تفسیر قمى در ذیل آیه ( و ضرب الله مثلا... ) از امام (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: ( این آیه در باره قومى نازل شد که نهرى داشتند به نام نهر ( ثرثار ) و بلاد ایشان بخاطر داشتن آن، بلادى سبز و خرم و پر درآمد بود، بطورى که با خمیر، استنجا و خود را تطهیر مى کردند، و مى گفتند: خمیر نرمتر است و بدن ما را اذیت نمى کند، همین کفران به نعمت خدا و استخفاف به آن باعث شد که خدا نهر ثرثار را خشکانید، خشکسالى کارشان را به جایى رسانید که همان خمیر خشکیده ها را جمع آورى نموده خوردند و بلکه بر سر تقسیم آن دعوا راه انداختند.

مؤلف: این روایت را کافى نیز به سند خود از عمرو بن شمر از ابى عبد الله (علیه السلام) بطور مفصل آورده، و عیاشى هم آن را از حفص و زید شحام از آن جناب نقل کرده است.

و در الدر المنثور است که ابن مردویه از انس بن مالک روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: هیچ بنده اى نیست که امتى به نفع او شهادت دهد مگر آنکه خدا آن شهادت را قبول مى کند، و امت از یک نفر به بالا است، چون خداى تعالى فرموده: ( ان ابراهیم کان امة قانتا لله حنیفا و لم یک من المشرکین ) .

مؤلف: در تفسیر آیات شهادت مطالبى گذشت که با این حدیث ارتباط دارد. و در تفسیر عیاشى از سماعة بن مهران روایت کرده که گفت: من از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که مى فرمود: روزگارى بود که در تمام روى زمین جز یک نفر خدا را پرستش نمى کرد، و اگر غیر او فرد دیگرى بود خداوند در آیه ( ان ابراهیم کان امة قانتا لله حنیفا و لم یک من المشرکین ) او را هم اضافه مى کرد، پس از مدتى خدا او را با پدید آوردن اسماعیل و اسحاق مانوس نموده سه نفر شدند.

مؤلف: این روایت را کافى هم به سند خود از سماعة از عبد صالح نقل کرده است.

و در الدر المنثور است که شافعى و بخارى و مسلم از ابو هریره روایت آورده اند که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: مائیم آخرون سابقون در روز قیامت، جز اینکه سابقون اولون قبل از ما داراى کتاب شدند، و ما بعد از ایشان صاحب کتاب شدیم آنگاه همین روز جمعه بود که برایشان واجب شد تا آن را روز تعطیل و عبادت قرار دهند، ولى در باره آن اختلاف کردند، و خداوند هدایت بسوى آن را به ما موهبت فرمود، مردم هم تابع ما هستند، یهود فردا و نصاراى پس فردا.

مؤلف: مثل این روایت از احمد و مسلم از ابو هریره و حذیفه از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده، ولى در تفسیر آیه وارد نشده.

و نیز در آن کتاب است که ابن مردویه از ابى لیلى اشعرى روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: به اطاعت پیشوایان تمسک جوئید و مخالفت نورزید، زیرا اطاعت آنان اطاعت خدا است، و معصیتشان معصیت خدا است، چون خدا مرا مبعوث کرده تا با حکمت و موعظه حسنه بسویش دعوت کنم، پس هر که با من در این دعوت مخالفت کند از هالکین خواهد بود، و ذمه خدا و رسول از او برى ء است و هر کس در کارى ولى امر شما شد، بغیر آنچه من دعوت مى کنم عمل نماید لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد.

و در تفسیر قمى در ذیل آیه ( و جادلهم بالتى هى احسن ) از امام نقل کرده که فرمود: جدال احسن قرآن است.

و در کافى از على بن ابراهیم به سند خود از ابى عمرو زبیرى از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که در ذیل آیه ( ادع الى سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن ) فرمود: به قرآن.

مؤلف: ظاهر این روایت این است که تفسیر جمله بالتى هى احسن باشد، و حاصلش این مى شود که جدال احسن را باید از قرآن آموخت که ادب خدا در آن نشان داده شده.

و در تفسیر عیاشى از حسین بن حمزه روایت شده که فرمود: من از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که مى فرمود: وقتى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) دید که بر سر حمزة بن عبد المطلب چه آوردند گفت: خدایا حمد مخصوص تو است و شکایت هم بسوى تو است، و توئى یاور بر آنچه من مى بینم، آنگاه فرمود: اگر قدرت به دستم بیفتد و بر دشمن ظفر پیدا کنم مثله اش مى کنم و مثله مى کنم، و مثله مى کنم در اینجا بود که این آیه شریفه نازل شد: ( و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین ) رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: پروردگارا صبر مى کنم صبر مى کنم.

و در الدر المنثور است که ابن منذر و طبرانى و ابن مردویه و بیهقى در دلائل، از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) در روزى که حمزه، شهید و مثله شد فرمود: اگر به قریش ظفر یافتم هفتاد نفرشان را مثله مى کنم، اینجا بود که خداى تعالى این آیه را نازل فرمود: ( و ان عاقبتم... ) رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: پروردگارا صبر مى کنم، پس صبر کرد و از آن پس مثله کردن را ممنوع نمود.

مؤلف: در این معنا از ابى بن کعب و ابو هریره و غیر آن دو از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نیز روایاتى آمده